آرشیو ماهانه:
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0


 صفحه ی اصلی
موضوع: Neverland

»» (20) In the way of Neverland

قبلنا اينجا راه داشت
حالا بند!

لینک | ئه‌سرين | June 7, 2008 01:06 AM | نظر (3)| Neverland
 
»» (19) In the way of Neverland

از جايش بلند مي‌شود، برای بار چندم، گرد و خاک روی لباسهایش را می‌تکاند. آرام‌تر از پیش چندقدم به جلو برمی‌دارد. دوباره دست می‌کشد بر دیوار شیشه‌ای میان راه. دست‌کشان بر شیشه چندمتر به چپ و راست می‌رود! برای چندمین بار به چند نقطه بر روی زمین که گود شده و تپه‌های کوچک کنارشان نگاه می‌کند، متفکر. به آسمان چشم می‌دوزد، به دور و بر نگاه می‌کند انگار در جستجوی کسی. زیرلب چیزی را زمزمه می‌کند. دست راستش را مشت می‌کند.
- من وسط ترومن شو ‌ام!
ناگهان داد می‌زند، فریاد می‌زند، نعره می‌کشد! بالا و پایین می‌پرد، برای هواپیمای خیالی ِ بالای سرش دست تکان می‌دهد، انگار کسی پیدایش کند‍.
- هی! الو! کی اونجاست؟ منو می‌بینی؟ الو؟ هی! اونجایی؟
آرام می‌شود، می‌نشیند، تکیه به دیوار شیشه‌ای حائل داده! زیر لب با خودش حرف می‌زند:
- این دیگه چه مسخره‌بازیه؟
برمی‌گردد به پشت‌سر نگاه می‌کند. هیچ خبری آن‌سو نیست. ادامه‌ی همین راه بی‌هیچ خبری، پرنده‌ای، گیاهی، آدمی، ساختمانی یا هر نشانه‌ی اضافه!
دست به جیب ِسینه می‌کشد دنبال چیزی، زیر لب غر می‌زند از چیزی که باید و نیست. برمی‌خیزد، پشت به دیوار شیشه‌ای، دستها در جیبها:
- لعنتی، خب حالا این یعنی چی؟ آخر دنیا؟

لینک | ئه‌سرين | April 9, 2008 12:12 AM | نظر (4)| Neverland
 
»» (18) In the way of Neverland

لینک | ئه‌سرين | February 24, 2008 11:09 AM | نظر (6)| Neverland
 
»» (17) In the way of Neverland

گمشده

لینک | ئه‌سرين | February 6, 2008 10:01 AM | نظر (6)| Neverland
 
»» (16) In the way of Neverland

- از کدوم طرف؟
+ هرکدوم که شد
- تا کجا؟
+ تا وقتی که این راه برسه به آخر بریم تو اون یکی راه
- بعدش؟
+ بیخیال بابا!‌ا ینقدر سوال جواب نداره که! راه بیفت

لینک | ئه‌سرين | January 22, 2008 08:59 AM | نظر (6)| Neverland
 
»» (15) In the way of Neverland

بازم‌اَم شناس

لینک | ئه‌سرين | October 6, 2007 12:14 PM | نظر (0)| Neverland
 
»» (14) In the way of Neverland

جان من و جان همه
حیران شده در کار من

لینک | ئه‌سرين | September 12, 2007 10:52 AM | نظر (4)| Neverland
 
»» (13) In the way of Neverland

بسیار خطر باید
تا پخته شود خامی

پس بزن بریم!

لینک | ئه‌سرين | August 10, 2007 06:06 AM | نظر (7)| Neverland
 
»» (12) In the way of Neverland

+ بیا اون پرچمو بکش بالا بچه!
- آخه باد نمیاد که؟!
+ واسه همین می گم.
- آخه اینجا هیچوقت باد نمیاد که؟!
+ واسه همین می گم.

لینک | ئه‌سرين | July 23, 2007 01:36 AM | نظر (7)| Neverland
 
»» (11) In the way of Neverland

- خسته ام ناخدا
- درمونده ام ملوان

لینک | ئه‌سرين | June 9, 2007 11:42 AM | نظر (6)| Neverland
 
»» (10) In the way of Neverland

- باز هم خشكي ناخدا!
- مهم نيست ملوان! دور مي زنيم، باز هم اشتباه اومديم!

پ.ن. با الهام از بعضي پستهاي ميرزا

لینک | ئه‌سرين | May 28, 2007 09:57 AM | نظر (3)| Neverland
 
»» (9) In the way of Neverland

نَبَستم

لینک | ئه‌سرين | December 19, 2006 01:40 AM | نظر (6)| Neverland
 
»» (8) In the way of Neverland

دو متر و نیم در سه متر! تمام زندگی من همینقدر جا می گیرد، بدون احتساب جایی برای خودم!

لینک | ئه‌سرين | September 22, 2006 03:34 AM | نظر (1)| Neverland
 
»» (6) In the way of Neverland

نچ! اینطور نه! بیا بشینیم بی خیال عالم و آدم. من غم چرخش نداشته باشم و ترس از رسیدن ها بیخ گلومو نچسبه و هی عین آدمای مست تلوتلو نخورم بین این همه زمان که خودم موندم کجاش نشستم. بشینم بشمرم سالهارو... یک... ده... دوازده.. اینجا. از اول برسم به ته و دست بزنم به زمینش و بگم دیدی هیچی نبود این همه سال؟ که دلم گرومپ گرومپ صدا نده از اینکه دست که به ته رسید و خاکش مشت شد تو جیب، چه گلی بگیرم به سرم که خاکش نیاد به سرم؟

چی گفته بودم؟ بگذریم؟ نخیر! چیو بگذریم؟ تازه اولیش رو آتیش زدم، هنوز کلی تا تهش مونده! آتیش به آتیش می خوام بدم تا بلکه بسوزه این هوار ِ صدا! آتیش به آتیش میرم بالا...

لینک | ئه‌سرين | August 29, 2006 02:21 AM | نظر (0)| Neverland
 
»» (5) In the way of Neverland

خیز برداشته ای برای عمق که چه؟ روی سطح بمان تا باقی بمانی. این اصل بقاست!

لینک | ئه‌سرين | August 23, 2006 02:42 AM | نظر (0)| Neverland
 
»» (4) In the way of Neverland

ايكاروس ِ عزيز،
تا آب شدن مومها فاصله اي نيست.

لینک | ئه‌سرين | July 22, 2006 10:06 AM | نظر (0)| Neverland
 
»» (1) In the way of Neverland

اينجا،‌ نه شبهايش رنگ شبهاي بي ستاره ي گذشته است
و نه روزهايش چيزي از عطر ِ بي قراريهاي سر ِ بي سامان

نه زمان تكرار است
و نه بودن از سر ِ نياز

لینک | ئه‌سرين | May 30, 2006 01:44 AM | نظر (1)| Neverland