|
از همه بيشتر به خانم نيكي كريمي و آقاي فروتن تبريك ميگم که بالاخره بعد از سالها سعی و ممارست در ایفای نقش عاشقهای بدبخت و زار و خسته و آدمهای همیشه نالان تونستن این نقشهارو برای خودشون حفظ کنن! شاید بیربط باشه ولی بهنظرم اومد میخواستن سعی کنن که این ادامهی شب یلدا میشد اگه ادامهای میداشت.
خداییش فیلم از این مسخرهتر نمیتونستن بسازند! لبته چرا! یه نتیجه اخلاقی داشت و اونم اینکه اصولا شما هرغلطی دلت میخواد برو بکن فقط سعی کن قبلش یه عاشق دلخسته و سینهچاک که حتی بعداز ترک کردنت توروبخواد دست و پا کنی و بذاری تو آبنمک تا سرفرصت یهجوری برگرده و زندگی به خوبی و خوشی ادامه پیدا کنه درکنارش تازه بچهات رو هم بزرگ کنه! همچین تو کف همچین آقای باحالی مونده بودیمها!
ما که رفتن و دیدنش رواصلا توصیه نمیکنیم ولی دیگه اگه خیلی مایل بودید، به شدت بهتون پیشنهاد میشه دیر برسید سر فیلم (حداقل نیم ساعت) چون چیزی که از دست نمیدین هیچ وسطش دلتون خنک میشه که چه خوب که کمتر میپرسید چرا تموم نمیشه؟ و بعد هم هووتون رو باخودتون ببرید که قطعا میان دیالوگهای باسمهای و عشوههای الکی خانمهای فیلم و پریشونی آقایونش همصحبتی با هوو و یاد ایامی کردن و تطبیق شخصیتهای فیلم با شخصیتهای زندگیتون بسی بهتان خواهد چسبید! دیگه از وسط فیلم یکی باید من و این هوو جانمون رو جمع میکرد بسکه میخندیدیم!
اونوقت چیچی این تعریف شد تو جشنواره؟ چه خوب که نرفتمش!!
پ.ن. کی میخوان دست از سر اشک ِ دم ِ مشک زنها و زن دوم حامله دست بردارن اینا آخه؟
پ.ن. غرهام بیشتر از اینه ولی ارزش همینم نداره!
|