آرشیو ماهانه:
. September 2008
. August 2008
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: - 04/17/08
 پست بعدی: - 04/19/08

»» بگذار تا سپیده بخندد به روی ما

تو اين چهار-پنج سال خيلي آدما اومدن تو جمع ما، دوستاي هركدوم از ماها، كه دوست شدند اما اغلب به هر دليل يكي دوسال بيشتر عمرشون تو جمع نپاييد، ناخواسته دور شدند و از دور حفظ رابطه كردند، به كل جدا شدند و ديگه خیلی خبري ازشون نداريم، سرگرم زندگي شدند، با هم حال نکردیم و ...
امروز كه به پشت سرمون و اين چندسال نگاه كردم (خصوصا این‌جایی که تقریبا هرسال جمع می‌شیم) ديدم ما هنوز مونديم و دوستيم، جمع منقبض و منبسط مي‌شه، آدما بهش اضافه می‌شن و کم می‌شن ولی انگار یه‌چیزی هست که مارو حفظ می‌کنه، حتی با وجود مشکلاتی که واسه هرکدوم‌مون پیش میاد. حلقه‌ای شدیم که با اینکه گاهی دستمون رو می‌دیم به دست یکی دیگه ولی هنوز به هم وصلیم.

پ.ن. آخه نامردا! منو بردید لب رودخونه با اون آب سرد؟ اصلا فکر نکردید که من داشتم می‌مردم که نمی‌تونم برم تو آب که هی داشت صدا می‌زد؟ بعدم می‌گن به خاطر تو که دلت تنگ شده بود!
پ.ن. خوبه که هستید بچه‌ها، خیلی خوبه! خیلی خیلی خوبه!...

ئه‌سرين | April 18, 2008 02:03 AM | نظر (10)| هرچی
 
نظرات:
امیر : April 19, 2008 10:15 PM

:)) D:


سمن : April 19, 2008 01:22 AM

ای ول امیر!


امیر : April 19, 2008 01:19 AM

در مورد زن گرفتن من کلیه مسئولیت ها رو بر عهده میگیرم :> به این خاطر میگم اشتباه از طرف من هست که وقتی که انقدر به اصول منطقی اهمیت میدم و از این اصول قصد دارم برای متقاعد کردن طرف مقابلم استفاده بکنم نشون میده که داشتن ویژگی منطقی بودن در انتخاب من بسیار اهمیت خواهد داشت... اگر که چنین ویژگی رو اون طرف نداشته باشه یا من نتونسته باشم بهفمم نشون میده که در انتخابم اشتباه کردم... وقتی هم که چنین اشتباهی از طرف من هست مسئولیت عواقبلش هم مستقیما و کاملا برعهده خودم هست.
-----
ئه‌سرین:خانمها، آقایون(البته به آقایون خیلی ربط نداره!): معرفی می‌کنم: امیر!
حالا هرکی داوطلب آشنایی بیشتر جهت امر خیر هست بگه تا مذاکرات بیشتر از طرف من و سمن صورت بگیره! ایمیل این بغل یکی از کارهاش همین باز کردن باب مذاکره است=))
ببینم امسال بالاخره تورو زن می‌دیم یا نه امیر:))


سمن : April 19, 2008 01:14 AM

امیر!چرا اگه طرف مورد نظر منطقی نباشه بازم اشتباه از جانب تو هست؟ (البته باز خوبه نگفتی از جانب کسیه که برات زن پیدا کرده!)


امیر : April 19, 2008 01:08 AM

میگم من از طرف خودم بگم که من شرط ضمن عقدی رو نمی ذارم! کلا عقیده ای به استفاده از فشار قانونی برای انجام کاری ندارم ;) یعنی اگر اعتقاد دارم کاری درست هست به اندازه کافی میتونم دلیل منطقی براش بیارم که اثبات بکنمش که احتیاج به فشار قانونی نباشه... اگر هم حرفم غیر منطقی هست یا اینکه طرف مورد نظر منطقی نیست که در هر دو صورت اشتباه از من هست و می پذیرم :> البته کلا برای زن دوم و اینها حاضر به نشستن پشت میز مذاکره هستم D:
*****
ئه سرین رو نمی دونم اگر شوهر کنه در جمع حضور پیدا میکنه یا نه D:
*****
ولی جدای از شوخی این جمع برای من خیلی با ارزش هست و اصلا حاضر نیستم از دست بدمش... آدمهای خوب و صادق و دوستیهای خیلی خوب که همه این مجموعه بسیار با ارزش هست :)
-----
ئه‌سرین: آاااااره! می‌دونی که منو=))


سمن : April 19, 2008 01:00 AM

امیر راست میگه.میدونی هرچی نگاه می کنم و فکر می کنم می بینم این جمعی که الان هستیم خیلی حیفه از هم بپاشه.اونقدر صادقانه و بی ریا و کنار هم... کم هستن اینجوری.
میگم نمیشه عقد اخوت ببندیم؟:)) اونوقت هیچ جوری نشه ما رو از هم دور کرد.
فکر کن پسرها زن بگیرن.مثلا امیر.بعد زنش نذاره تو این جمعها بیاد!!! یا خودت! شوهر کنی شوهرت نذاره بیایی تو این جمعها! اه اه!
یه کار دیگه هم میشه کرد. چه دختر چه پسرمون تو شرایط ضمن عقد قید کنن که من باید با دوستانم ارتباط داشته باشم!بعد اگه پسر بود بنویسه در غیر اینصورت زن دوم!!! اختیار می کنم! اگه دختر بود بنویسه مهریه ام رو به اجرا میذارم!
-----
ئه‌سرین: سمن این پیشنهادرو هستم نافرم‌ها! بعدهم تا جایی که یادمه این طرح رو ما به شما اعلام کردیم که به شوور آینده‌تون بفرمایید والا که من و کلیسامون از این مشکلها نداریم کلا=))
زن امیر رو که قراره ما انتخاب کنیم، بعد مگه می‌تونه نذاره؟ حق آب و گل(!) داریم در حقش:))


بهاره : April 18, 2008 10:23 PM

از روی اسم وبلاگت اومدم. کنجکاو شدم که کرد هستی؟! ئه سرین اسم کردیه آخه اگه اشتباه نکنم :)
-----
ئه‌سرین: بله کرد هستم :)


امیر : April 18, 2008 08:07 PM

من علاوه بر اینکه در این مدت به گذشته هامون فکر کردم... کمی هم به آینده فکر کردم... آینده ای که فکر کردن بهش بیشتر نگرانم میکنه تا خوشحال... نگران از اینکه در آینده این دور هم جمع شدن ها به هر دلیلی کمتر بشه... کمرنگ تر بشه... سخت تر بشه... ولی چیزی که خوشحالم میکنه به قول خودت این هست که: "پ.ن. خوبه که هستید بچه‌ها، خیلی خوبه! خیلی خیلی خوبه!..." و یه پی نوشت اضافه تر: "خیلی خوبه که هستی :) خیلی خیلی خوبه..."
-----
ئه‌سرین:خب من اون قسمت حزن‌الودش رو ننوشتم! بعدشم به نظرم هرچی هم سخت بشه ولی بازم هستیم. اصلا بیایید مدل ضیافت یه روزی رو قرار بذاریم هرسال جمع شیم سوای این جمع شدنها، بیعت دوباره و اینا!دونقطه دی
ضمنا من بیخ ریشتون هستم اصلا نگران نباشید:))


ندا.ح : April 18, 2008 07:17 PM

بله خبرشو دارم :دی دلتون اومد بدون من برید تفریح هاااااااااااااان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :((((((((((((((((((((((
-----
ئه‌سرین:جات خالی حسابی


phoenix : April 18, 2008 03:43 PM

از کی تا حالا کسایی که نمینویسن لال از دنیا میرن؟! اصلن نوشتن چه دخلی به لال بودن داره؟!
پی نوشت: توی yahoo هم سرچ نکردم. google رو ترجیح میدم.
به هر حال جمعتون در ضربان همیشه.
پی نوشت: غصه نخور. سید نیستم دعام درگیر نمیشه!