آرشیو ماهانه:
. September 2008
. August 2008
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: تمام وسوسه‌های روی زمین - 02/29/08
 پست بعدی: - 03/15/08

»» ?Is anybody out there

می‌گه چرا؟
می‌گم واسه اینکه اگه فردا اونایی که رای دادم و انتخاب شدند و هیچ غلطی نکردند، بتونم با وجدان راحت بگم تف تو روشون! ضمنا مگه شماها که سری‌های پیش رای ندادین چه تخم دو زرده‌ای کردین که حالا دلم به اون خوش باشه بگم آره منم نه؟
ملت باحالی هستیم کلا، مدام پی‌گیری می‌کنیم که اوباما از هیلاری کلینتون جلوتره یا نه؟ هی می‌گیم کاش این رای بیاره اون نه!‌ من اگه بودم به اون رای می‌دادم این نه! اونوقت نوبت خودمون که می‌شه وقتی می‌تونیم کمی سختی رو کمتر کنیم می‌شینیم کنار باد به غبغب می‌ندازیم که من چون قبول ندارم اصلا رای هم نمی‌دم!‌
یکی نیست بگه قبول نداری بذار برو از این مملکت، حالا که نمی‌تونی یا نمی‌خوای اقلا اونجایی که داری زندگی می‌کنی رو تحمل‌پذیرتر کن.

سر فاطمی داشتم بسته تبلیغاتی رو باز می‌کردم که شکلات توش رو بخورم یه خانم مسنی جلوم رو گرفت که دخترم این عکس خاتمی ِ دستت؟ گفتم بعله چطور؟ گفت اگه خودت یکی دیگه داری یا نمی‌خواهیش می‌شه بدی‌ به من؟ گفتم بفرمایید کل بسته‌رو اصلا! گفت نه! اون یکی عکسش رو دارم، از این ندارم، عکسهاش رو جمع می‌کنم می‌ذارم بالای سرم. عکس رو گرفت و به پهنای صورت لبخند زد و رفت.
سر میدون ولیعصر دست دراز کردم که از یکی از بچه‌ها کارت بگیرم. وقتی کارت رو می‌داد گفت مرسی خانم! فکر کردم واقعا هم مظلومانه!
آهنگ تو گوشم شروع کرد: ?Is anybody out there

سلامتی سه کس: زندونی*، سرباز و بی‌کس
- می‌گم مکین پس حسابی اونجا بهتون خوش گذشته‌ها؟!
+ آره یه وقتاییش! اگه تو هم بودی کلی کیف می‌کردیم خداییش!

* آزاده

ئه‌سرين | March 13, 2008 10:33 PM | نظر (8)| هرچی
 
نظرات:
پاپیروس : March 18, 2008 10:14 AM

1- خوشحالم که برگشتی و چشم دوستان با دیدن نوشته هات بازم روشن شد!

2- از این نظر "امیر" چقدر خوشم اومد
چه با حوصله و چه نکته سنج!

3- راستی این "مارمزوکتون" چرا کامنتدونی نداره؟

4- این "محمدرضا" هم چه حال می کنه با این کرکس پیر بودنش! D:

5- این "فاطمه" خانومتون هم چه احساست خونشون زده بالا :)

6- و اما پست ئه سرین:
من رای ندادم چون سر و ته همه یه کرباسن
چه اون اصلاح طلبایی که مظلومانه سرشون رو کج کردن و بعد از رد صلاحیت داد و فغان را انداختن که بیاین ببینین چی به سرمون آوردن؟ و چه این اصولگراها
اون موقع که همین آقایان اصلاح طلب در سرزمین مادری من حرفشان خریدار داشت غیر از مرحوم ادب دیگر کدامشان پرونده ی پاکی داشتن؟
کدامشان وابسطه ی حلقه به گوش نبودن؟
اگر بهشان می گفتن برو بمیر که مُرده بودن
الان چرا داد و بیداد راه انداختن؟
آن آقای محترمی که پرونده ی حیات خیلیها رو پدرش مختومه اعلام کرد الان برای من اصلاح طلب شده؟
اینها باد از هر کدام سو بوزد که رفته اند به همان سو
دیگر این ننه من غریبم بازیها چی بود در آوردن؟
این ملت ما هم که چقدر دانش سیاسیشون به قول "امیر" بالاست!!!!
دولت انگشت روی هر کی بگذارد که نه، فوراً به دلشان می نشیند و رو سرشان حلوا حلوایش می کنند

7- حالا من هر کی رو دیدم گفت نرفته رای بده
پس این چند میلیون رای از کجا سبز شد؟

فک کنم توی وبلاگ "محمدرضای کرکس خان" خوندم که پیرزنی جا برای مهر زدن امسال نداشت ولی می خواست بدونه که باید به کی رای بده؟
لبخند تلخی زدم به بینش سیاسی ملت خودمون

8- شاد باشی "ئه سرین بانو"


MarMzok : March 17, 2008 03:03 AM

خبریه ؟


آتبين : March 16, 2008 10:13 PM

بعضيا مي‌گن اين انتخابات، انتخاب بين بد و بدتر بوده... به نظر من راي دادن بدتر از راي ندادن بود.


محمدرضا : March 15, 2008 01:29 AM

اول که سلام!
باز خوبه آپدیت کردی جدی داشتم نگرانت می شدم
دوم نکنه کاندیدا بودی وقت نداشتی؟!
سوم این که ناگهان پرده بر انداخته ای...
بابا قهر و غضب!
من رای ندادم چون لیبرال دموکراتم و حرف من با امیر یکیه
آقاجان! اون روزم که با کارمن و شما هم حرف زدیم حرف من همین بود من تو سفره ی دموکراسی نشستم قبلا نون و پنیر بود می خوردیم!الان خالیه
یکی اون بالاهست مجازش نمی کشه(به قول بابام اینا!)
ببین
ولش کن...باز من داغ می کنم بذار همونایی که تو وبلاگم گفتم به اضافه ی حرفای امیر
تو شهرستان ما هم یه نصفه اصلاح طلب هم نبود باور کن
چاهارم! شنیدم لقب ما رو تو گوگل سرچ کردی!دیدی من تکم؟!
کلاغه گفت به خدا! وگرنه من آدم! فضولی نیستم اصلا
از همونجا فهمیدم این بلاگ رولینگ که ذغالیه!


بنفشه : March 14, 2008 08:39 PM

همه مون خودمونو داریم گول می زنیم.چه اونی که رای می ده..چه اونی که رای نمیده..خودمونم می دونیم چند چندیم..و منتظر تخم دو زرده شما!


مکین : March 14, 2008 01:50 AM

=)) آزاااااده!


فاطمه : March 14, 2008 01:27 AM

هییییییییییییییییییییییییییییی
چشم ما روشن
خداییش میبینم که هیمنت سر هرمس تو رو گرفتش اخرش
آخخخخخخخخخیییییییییییییش
اصلا معلومه کجایی دختره؟من رفتم هی همه جا غیبت کردم ازت هی فحش دادم هی تهدید و ارعاب و التماس درخواست
تازه هی گوگلت میکردم ببینم کجا ها میشه ردتو گرفت
تازه ترش هی دو نقطه دی نیگا میکردم دلم برات تنگ تر میشد
تازه ی تازه ی تازه شم اگه نمیومدی دیگه قهرم میومدشا
خوب بچه جون شلوغ سرت باشه اصلا گیرم به قول خدای المپ نوستالوژِی خونت زده بالا تو ستاد بودی،خوب مگه ما نبودیم؟ما که برا خودمون دوره راه افتادیم این حاشیه شهرو بیاریم تو خط
اینگده دلم برات تنگیده بود بچه جون
برا اون پست یه کلمه ای هات
خوب حالا که محبوبیت سنجیت در وبلاگستان به خیر و خوشی تموم شد لطف کن و دیگه هوس غیبت صغرا کبرا نکن و مث بچه ی آدمیزاد بشین سر خونه زندگیت و ژاکتتو بباف
جاااااااااااااااااااااات خدااااااااااااااااااااییش خییییییییییییییییییییییلی خااااااااااااااااااااااااالی بووووووووووووووووووود دخترجون
دلمون برایت تنگیییییییییییییییییییییییییییییده بود به شدت
دو نقطه پی


امیر : March 14, 2008 12:43 AM

می دونی من در خیلی از انتخابات شرکت کردم ولی اینبار رو شرکت نمیکنم! چند تا دلیل دارم برای این کارم.
1. اصولا وقتی احمدی نژاد رئیس جمهور باشه با تغییر مجلس اوضاع مملکت فرق چندانی نخواهد کرد.
2. هر دو خوب می دونیم که اصلاح طلب ها شانس برای به دست اوردن اکثریت مجلس رو ندارن. تنها شانس دارن که یه اقلیت با تعداد بیشتر داشته باشن. و فایده یه اقلیت فقط در حد حرف زدن هست که در دوران اصلاحات حداقل خودم حرف زیاد شنیدم.
3. آدمهایی که تایید صلاحیت شدن فاصله بسیار زیادی دارن با چیزی که به عنوان مینیموم می تونم قبول کنم. (مثلا مجلس ششم اینطور نبود که خوب من رای دادم یا انتخابات ریاست جمهوری دور اول، دور دوم هم که رای دادم به علت تلاش برای جلوگیری از فاجعه ای بود که رخ داد.)
4. مملکت ما در دوران همزمانی دولت اصلاحات و مجلس اصلاحات با اون همه نیرو نشون داد که اصولا پتانسیل تغییر رو نداره و تازه الان شرایط به شدت سختگیرانه تر شده.
5. برای هممون مسلم هست که رای دادن در نظام ما به چه معنی هست... تایید نظام حاکم. دوست ندارم که بازیچه ای برای چنین اهدافی باشم.
6. اصولا به نظر من تا وقتی که اینطوری کاندیداها رد صلاحیت بشن و در انتخابات هم شرکت کنیم میگن خوب در همین حد بسشون هست! دفعه دیگه هم دوباره همین روند رد صلاحیت ها هست یا جدی تر میشه. باید این نارضایتی یه طوری نشون داده بشه.
7. مشکل جامعه ما این هست که توده های مردم هیچ گونه اطلاعات سیاسی ندارن. حرفهایی مثل دموکراسی و آزادی براشون نامانوس و غیر واجب هست. برای همین تمایلی به رای دادن به طیفی که شعارش این هست ندارن. تنها وقتی به سمت این طیف ممکن هست متمایل بشن که مشکلات اقتصادی برشون فشار بیاره. بنابراین به نظر میاد الان باید همچنان قدرت در دست نیروهای محافظه کار باشه تا اوضاع اقتصادی و فشارهای روی مردم بیشتر بشه که شاید در رای دادنشون تاثیر بذاره.
8. از این بدم میاد که فردای انتخابات از حضور پرشور مردم و اینکه مشت محکمی بر دهان استکبار بود و نشانه حمایت مردم انقلابی از نظام بوده تشکر بشه و منم یکی از اون مردمی باشم که رفتم رای دادم!!
9. اعتقاد ندارم رای دادم ممکن هست که اوضاع مملکت رو بهتر بکنه.
و از همه مهمتر
10. من روز جمعه صبح تا شب تور مسافرتی هستم و اصولا تهران نیستم که رای بدم D:
*******
طبیعتا اینها نظر من بود و به عنوان یه کسی که افکار لیبرال-دموکرات دارم به افکار بقیه هم احترام میذارم و اعتقاد دارم که هر کسی باید خودش تصمیم بگیره که چیکار بکنه... حرفهایی که نوشتم در راستای این نیست که تو یا کس دیگه ای رو بخوام متقاعد بکنم. نظر خودم رو نوشتم.
*******
خیلی وقت بود ننوشته بودی :>