صفحه
ی اصلی
پست
قبلی: - 03/17/08
پست
بعدی: - 03/20/08
|
»» برای حلبچه
|
|
مسافر به خانه نزدیک شد و
رنج سفر را از یاد برد
موج مرگ
به پیش وازش آمد
گام های شُل، زخم جگر
ساق پای شکسته
قوزک پاره پاره
برای مرگ
کُرنشی کرد!
هیچ چیز برجای نمانده بود
تنها «در» ی که به آوای باد
نفس تازه کرد
و دیواری که دهان باز کرده بود
تا بغضش را بیرون بریزد
می خواست بگرید
اما سکوت در چشمانش
لانه کرده بود
چشم گرداند و کفنی را آرزو کرد
«کاش کفنی لااقل!
کاش کفنی!»
و نیافت
مردگان
برهنه تر از باغ های زمستانی
به گردش ارواح
چشم دوخته بودند
و مَرد
خسته تر از بازوی سرنوشت
که تبر واقعه را بالا برده بود
به قامت خویش فرود آمد!
"معروف آقایی"
پ.ن. Never Forget Halabja
|
|
|
ئهسرين |
March 17, 2008 10:14 PM |
نظر (5)|
كافه
|
|
|
نظرات:
Dِ :
March 19, 2008 10:21 AM
تنها به همین خلاصه نمیشه، این اتفاقاتی که در حق کردا افتاد کمتر از هولوکاست یهودی ها نیست.
محمدرضا :
March 19, 2008 12:53 AM
نه می بخشیم نه فراموش می کنیم بانیان این فاجعه را
که این درد فراموش نشدنی ست و بخشیدنش نابخشودنی
بختیار :
March 18, 2008 11:41 AM
شه وه کانم پرن له ته نیایی من و بی تویی تو
شه ویک دووری له گه لدا بی
دریژ تره له سه خته ریی له داییکبون هه تا مردن
ئه وه چرام کوژانده وه ، چاوم ویک نا ، هه موو دونیام
فراموش کرد
ئه وه خه و تم
به لام چ بکه م خو هه ر شه و نا
خه وه کانم پرن له ته نیا یی من و بی تویی تو
" مارف ئا غایی "
Mr.bex :
March 18, 2008 08:38 AM
خداونئ بمیراند آنهایی که میراندند آنان را
MarMzok :
March 18, 2008 12:31 AM
هر سال زخمی كه سرباز میزند ، اشكی كه فرو میغلتد ، بغزی كه فقت تار مویی مانده . . .
فراموش نمیكنیم !
|