|
این یادداشت حتما باید با موزیک بکگراند صدای من و این جمله همراه باشد:"آذر دوسِت داریم! آذر دوسِت داریم!"
حقیقتش من واقعا سعی کردم اون چهارتا وبلاگی که خوندم و از اجرای افرا راضی نبودند رو فراموش کنم و با نگاه بد قبلی نرم سر نمایش و نقد دیگهای هم اصلا نخونم(اون موقع که میخواستیم بریم و بلیط گیر نیاریم! بعدشم که واسه اینکه دپ نزنم کلا نخوندم!). خب واقعا هم تونستم ولی هی از یه جایی شروع کردم به تایید همون چهارتا وبلاگ! یه چیزی که خیلی اذیتم کرد این بود که جدا مخاطب رو دست کم گرفته بود. نه تنها ضعیف که حتی بد بود. واقعا بد بود. خصوصا آخر اجرا که خود مثلا نویسنده اونقدر مضحک وارد اجرا میشه با اون مانیفست بیضاییای که ارائه میکنه! من نمیدونم شاید واقعا من اشتباه میکنم ولی واقعا ترجیح میدادم اون حرفها رو خود بیضایی بیاد وایسه جلومون به عنوان کارگردان نمایش بگه نه اینطور! یا حتی تو همون دفترچهای که آخر اجرا میدادن، مینوشت. به قول آذر حتما باید پای نمایشش امضا میکرد "بیضایی"؟ فکر کنم اینقدر درک داشتیم که نمایش چه کسی رو رفتیم، دیگه نمیخواست به زور بکنن تو چشممون!
اینم من با شک میگم ولی گمونم دوستان تایید کنند که استاد بدجور تو دهه شصت و همون حوالی مونده! همین نمایش یکیش! دکور، دیالوگها(؟)، فضای داستان حتی!(آوات میگه شاید منظور داشته. کنایهای، حرفی...)
راستش به نظرم بازی برومند هم اونقدری که هی همه بزرگش کردند عالی نبود. خوب بود ، از همه سر بود بازیش ولی عالی نه! بهرام شاهمحمدلوش حیف شده بود. سهیلا رضوی و افشین هاشمی رو بیشتر دوست داشتم و اون پسرک، محمدرضا زاد سرور که خیلی خوب بود.
با این همه انصافا چه لذتی داشت وقتی خود بیضایی اومد رو صحنه و ملت براش دست زدند.
آها! خداییش هنوزم میگم برای دیدن تئاتر باید اون ردیف جلو ولو شد کف زمین نه حتی رو صندلی بشینی! و چقدر اون سالنهای کوچک تئاتر شهر تئاترهای قویتر و لذتبخشتری داره!
درضمن رفقایی که قرار بود براشون بلیط بگیرم و تموم شد و اینا... منو نکشید! نپیچوندمتون جون خودم!
پ.ن. خدا این رفقای مطبوعاتی رو سلامت بدارد و مارا هم هی به یادشان بیندازد با خودشان ببرند. آی کیفی داد بلیط مجانی مهمان! (حالا مجانی هم نشد، نشد فقط اینجور وقتا مارو هم یه جوری ببرن!) یکی مارو برا جشنواره دریابه لطفا!
پ.ن. اگه اینارو نمینوشتم لال میشدم! باید یهجوری میگفتم که رفتم دیگه. پز و این حرفا!!
پ.ن. سلام آقای لاغر – خانم ندا – آقای ترن هوایی – خانم آذرستان و حاج آقا! دونقطهدی
پ.ن. آذر دوسِت داریم! آذر دوسِت داریم!......
|