|
بعد از دقیقا شش سال و تقریبا دو ماه که بار اول صد سال تنهایی ِ مارکز رو گرفتم دستم و سر دوصفحه گذاشتمش کنار، این دو-سه روزه بالاخره خوندمش! فقط اینکه اصلا بد نبود، خوشم هم اومد! به نظرم چون هم به قحطی کتاب خوردم باز، هم تو یکی از بهترین زمانهای این چندساله خوندمش. قطعا اگه زمانی متفاوت با همچین وضعیتی بود اصلا طرفش هم نمی رفتم!
ببینم شما هم وقتی می خوندید از اون همه تکرار و جاودانگی ترسیدید؟ یا من باز بی جنبه شدم، مرضم عود کرده؟
این پست بیشتر از همه قابل توجه امیر! بعد هم بقیه بروبچ که دم ِ قرار ما سوژه گیر آوردیم برا بحث باز احتمالا!
|