آرشیو ماهانه:
. September 2008
. August 2008
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: - 12/23/07
 پست بعدی: آه اي دغدغه هاي بزرگ بشريت - 12/24/07

»» صدسال تنهایی

بعد از دقیقا شش سال و تقریبا دو ماه که بار اول صد سال تنهایی ِ مارکز رو گرفتم دستم و سر دوصفحه گذاشتمش کنار، این دو-سه روزه بالاخره خوندمش! فقط اینکه اصلا بد نبود، خوشم هم اومد! به نظرم چون هم به قحطی کتاب خوردم باز، هم تو یکی از بهترین زمانهای این چندساله خوندمش. قطعا اگه زمانی متفاوت با همچین وضعیتی بود اصلا طرفش هم نمی رفتم!
ببینم شما هم وقتی می خوندید از اون همه تکرار و جاودانگی ترسیدید؟ یا من باز بی جنبه شدم، مرضم عود کرده؟

این پست بیشتر از همه قابل توجه امیر! بعد هم بقیه بروبچ که دم ِ قرار ما سوژه گیر آوردیم برا بحث باز احتمالا!

ئه‌سرين | December 23, 2007 10:51 PM | نظر (3)| هرچی
 
نظرات:
امیر : December 24, 2007 10:09 PM

ِاِاااِا مرسی :> ذوق کردم این پستت رو دیدم :>
******
مفهوم سرنوشت و تکرار جزو نکاتی هست که توی صد سال تنهایی مارکز بهش پرداخته... کلا در مورد نقش عوامل مختلف در سرنوشت مردم آمریکای جنوبی عقاید متفاوتی دارن... من یکی از چیزهایی که خیلی برام در این کتاب جالب بود این بود که بعضی قسمتها رو راوی پیشاپیش تعریف میکرد... تکرارش برای من حس ترس نداشت... ولی قدرتهای جادویی کتاب برام در نوع خودش جالب بود...
******
من کتابش رو که شروع کردم به خوندن تا حدود صفحه 150 کاملا احساس میکردم که دارم وقتم رو تلف میکنم با خوندنش!! ولی بعدش خیلی خوشم اومد ازش...
******
خوب حالا در مورد کدوم سوژه کتابش بهتره که قرار بعدی حرف بزنیم؟;)


نازلی : December 23, 2007 11:41 PM

ئه سرین جان کتاب که ترس نداره عزیزم. کتاب بهترین دوست انسانه و حتی در کتاب فارسی مون هم گفته بود که من یار مهربان ام.
پ.ن: چون تو آدرس وب زیبا و به منم سربزنت رو نمی ذاری منم نمی ذارم تا مجبور نشیم تبادل لینک کنیم با هم.


pooneh : December 23, 2007 11:33 PM

man aval dabirestan khondamesh va on bache dom dar va kheili az chizhaye digash ghashang yadame ! ketab tasir gozarie