آرشیو ماهانه:
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: از آخرین روزهای اوج ما، - 10/20/07
 پست بعدی: زخم ظریف عقربه در من - 10/21/07

»» حالا تو هی ازم بپرس هنوز دلت برام تنگ نشده؟

...مهاجرت از دیدگاه ناب شخصی نیز دشوار است: مردمان عمومن به درد نوستالژی می‌اندیشند، اما آن‌چه بدتر است دردِ بیگانه‌گی است: فرآیندی که در طی آن، آن‌چه صمیمی بوده، بیگانه می‌شود. این بیگانه‌گی را نه در قبال کشور جدید حس می‌کنیم: در آن‌جا، فرآیند واژگونه است: آن‌چه بیگانه بوده، اندک‌اندک آشنا و دوست‌داشتنی می‌شود. نوع تکان‌دهنده و گیج‌کننده‌ی بیگانه‌گی هیچ‌گاه در مورد زنی ناشناس که می‌کوشیم با او رابطه ایجاد کنیم رخ نمی‌دهد، بل‌که در مورد آن زنی اتفاق می‌افتد که زمانی به ما تعلق داشته. تنها بازگشت به سرزمینی بومی پس از غیبتی دراز است که می‌تواند بیگانه‌گی عظیم دنیا و وجود را آشکار سازد.  "کوندرا"

سرهرمس مارانای کبیر/ سوره "بوق‌زدن را همه بلد هستند" /  آیه یازدهم!

ئه‌سرين | October 21, 2007 10:57 AM | نظر (0)| هرچی