|
اگه Resident Evil رو ديده باشيد بايد صحنه آخر فيلم رو يادتون باشه، اونجايي كه Milla Jovovich به هوش مياد و لباس بيمارستان به تن، درحاليكه هيچ كس نيست،از در مركز تحقيقات مياد يرون و با شهري خالي و وحشت زده و آشفته روبرو مي شه! اگه يادم مونده باشه دوربين چندتا نماي باز از بالا از خالي بودن و آشفتگي شهر و يه زن با اسلحه ايستاده وسط اين بلبشو مشون ميده و الخ. از روي همين صحنه، تقريبا بيست دقيقه درباب فلسفه اگزيستانسياليسم سارتر و امثالهم سخنرانياي كردم ديدني! يعني خودم كف كردم وقتي حرفهام تموم شد، كه چطور داشتم آسمون ريسمون ميبافتم تازه تاييد هم ميشدم! كلي حال كردم از خودم! پ.ن. البته كاملا جدي، من كمي به اين صحنه واسه بعضي تصويرسازيهاي بدهكارم
|