|
یه لحظه همچین شروع کرد به دفاع و تعریف ِ بی وقت که فکر کردم وسط مراسم خواستگاریم(!)، اینم عین این مامانها داره از هنر و علم و دستپخت دخترش تعریف می کنه واسه طلبه اش!!! همچین هم از آدم تعریف می کنن که یه لحظه فکر می کنی نکنه واقعا یه خری بودم یا هستم و خودم خبر ندارم!
|