|
راستي نگفتمتون كه بهار كه براي تولد بچهها تو باغ جمع شده بوديم و من سردم بود و شما شاكي و جلوي استخر وايساده بودم و شما هي ميگفتيد نميپري توش؟ و من هيميگفتم سردمه والا چرا دلم ميخواد و بعد علياومد كه هولم بده و نداد، در تمام مدت دلم ميخواست يكي واقعا هولم ميداد؟ خب حالا گفتم!
|