|
براي اون كه اساماس تبريك فرستاد و تعجب كردم و جواب داد "خاك بر سرت كنن!" كه البته گمونم اينجارو نميخونه! من موندم با شدت پوچ گرايي ما تو اون سالها چطوري زندهايم الآن؟ البته دقيق كه فكرش رو مي كنم مي بينم خب شماها يه جور پوچي در عين اعتقاد(!) بودين كه باعث شد خيلي همو تشديد نكنيم! احتمالا همون هم باعث شد كه دووم آورديم! و الا چرا الآن نميتونيم حرف به اين سادگي ِ همديگه رو بفهميم؟ پ.ن. و البته زنده بودن نه آن تكرار دم و بازدم است!
|