|
پسرك نه سالهمون نشسته بود كنار مادرش، يكي ديگه از خانمها اومد كه بنشينه اونجا و با مادرش صحبت كنه، بچه بايد يه جوري از اونجا بلند مي شد تا جا باز شه! جمله براي راضي كردن بچه به بلند شدن اين بود:"تو مگه مرد نيستي؟ پاشو برو پيش مردا بشين!" دوبووآر در جنس دوم به خوبي اين وضعيت رو تشريح كرده كه بچه ها از اول تفاوتي در جنسيت و برتريشون نميبينن. اين پررنگ كردن جنسيت از طرف پدر و مادرها و جامعه، اين برتري جلوه دادن جنسيت در شرايط خاص، اين در ابهام نگه داشتن دختر نسبت به جنسيتش و در عين حال بيان صريح و حتي به طنز در مورد جنسيت پسرهاست كه يك مقام برتري كاذب بهشون ميده! همينجاست كه مردانگي -نرينگي- خودش رو بالاتر ميبينه و شروع ميكنه به رشد. اينكه بگي "مگه تو مرد نيستي؟"، همزمان قدرتي رو به پسربچه ميده كه اگه دختربچهاي هم اون نزديكي باشه و بشنوه، احساس ميكنه جايگاهي كه درش قرار داره نه اون قدرت و منزلت رو داره و نه اجازه ورود بهش رو داره چون مرد نيست! ...شايد ادامه دارد... اختصاصي به سارتر از طرف دوبووآر: بيا و مرام بذار كمك باش واسه تحقيق و تشريح براي جمع كردن يك مجموعه، كي از خودت بهتر واسه شروع؟ اين طرح و پيشنهاد كاملا جدي است.
|