شما چه خواب های خوبی می بینید! خوش به حالتان! چون خواب خودش نیمی از زندگی ست. حداقل یک سوم از زندگی! خوبه که تو خواب به آدم خوش بگذره! واقعا هیچ فرقی با بیداری برای من نداره! چون خود این بیداری ما می تونه یه خوایب یا یه رویا باشه
اتفاقن خیلی مترصد این هستیم که یک قرار وبلاگی جمع و جور بگذاریم با شماها ولی خب، آدمِ بچه دار است و هزار اما و اگر! بعد هم محسن را خود ما هم یک سال و اندی است که ندیده ایمش. تازه دوسه شب پیش بعد از مدت ها تلفنی گپ زدیم. پای تلفن که خیلی ابراز استقبال کرد که برویم بشینیم و قهوه ای بخوریم. بعید می دانم بشود به این راحتی گیرش آورد. ولی خودمان هم خیلی دوست داریم بشود که یک اجرای زنده ی خصوصی جور کنیم. حالا بلیت هم می فروشیم که اموراتش بگذرد! اگر شد که شما را حتمن خبر می کنیم. برای کلیپ ساختن هم اگر فرصتی بود که بسازیم، باز هم خبرتان می کنیم لابد! بعد هم که مکین اصولن بیشتر از محسن خبر داشت قبل تر ها. بهتر اخلاقیات این سال هایش را می شناسد.