|
چه ند ده ترسم چه ند ده ترسم که ديِمه وه هه واليکی تالت پی بی
چه ند ده ترسم که باوه شِت پيدا ده که م بونی نا مويه که ت لی بی . چه ند ده ترسم که ديمه وه گرامه ری زمانی چاو رينويسی هجات گورا بی چه ند ده ترسم چله يِس گه رمی چه نجه کانت وه ک به جيم هيشت وا نه ما بی له مه ش زياتر، چه ند ده ترسم، که سم، هاوريم، که ديمه وه، تو وه ک خوت بيت، من بگوريم "پهشيو" چقدر می ترسم چقدر می ترسم وقتی که باز می گردم خبری بد را با خود داشته باشی چقدر می ترسم وقتی در آغوشت می گيرم بوی غريبی با خود داشته باشی چقدر می ترسم وقتی که باز می گردم دستور زبان چشمانت را با هجايی ديگر بخوانم چقدر می ترسم نياز و گرمی دستانت مانند وقتی که تو را ترک کردم نباشد و بيش از هر چيز همه کسم، همراهم، چقدر می ترسم، وقتی که بر می گردم، تو خود باشی و من ديگری . با تشکر فراوان از آوات بابت ترجمه.
|