آرشیو ماهانه:
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: همچنان در شوک - 01/25/07
 پست بعدی: باز، ماند حرفهای نگفته و - 01/30/07

»» 6 بهمن

من دوستاني دارم كه با هيچ چيز دنيا عوض نمي كنم، قبلا هم گفته ام از چيزهايي كه دارم و همه ي دارايي من هستند،‌ يكيش همين دوستانم و يكيش هم اين قبيله ي هزارتوي هزار آدم! و البته ملكه ي مادرم و قبيله ي كوچك مان.

كم بودم،‌گم بودم و حيرون اما تو اين جمع بين دوستانم از همه جاي دنيا، با خيال راحت سر به هوايي كردم و شيطنت. آروم گرفتم و حرف زدم، گاهي از چيزهاي كه شده بود خوره و به جونم افتاده بود از نگفتنش اين همه سال.
قهقهه زدم،‌ گريه كردم، مسخره بازي درآوردم وسط خيابون،‌هندونه زدم تو صورتتون و چاي پاشيدم بهتون،‌ نصف شبها تا صبح بيدارتون نگه داشتم خط دائم تهران - ونكوور ، دسته گل به آب دادم و يه تيم بسيج شدن تا درستش كنن،‌ بيرون رفتيم فراي همه دردسرهاي مضحك دختر- پسرا، كشيدمتون بيرون بي اينكه لام تا كام حرف بزنم كه چه مرگمه! روزهامو به جاي اينكه به خواب بگذرونم تا گذشته باشه پر كرديد با ساعتهاي با هم بودن، كافه،‌تئاتر، سينما،‌ گپ، درد و دل،‌ خنده، آرامش. پايه ي خل بازيها و طرحهاي ديوانه بازيم بوديد. اعتماد كرديد حتي نديده. خونه اتون راهم داديد براي درس خوندن، براي لذت با بچه اتون بودن، براي شادي يك جمع سه نفره تو اون اتاق نقلي داشتن، براي نوشتن كه خودسانسوري نشم! مسافر شهرتون نبودم اما ميزبانم بوديد حتي وقتي همينجا چسبيدم. صبح ساعت 8 باهاتون قرار گذاشم و يادم رفته بگم ساعت 10 شده! درگير بودم و كمرنگ و تحملم كرديد. هستم تو نوشته هاتون،‌اختصاصي حتي.
 پارسال باعث شديد روزهايم ثبت بشن اينجا و امسال تصاوير.

اينو بگم و يعني تا آخرش برو ديگه: وقتي با يكي حرف مي زنم از يه چيزي،‌از يه كاري،‌از يه جايي حرف مي زنه و من بلدش نيستم، مطئنم دوستي يه جاي اين دنيا دارم كه اگه يه ميل بهش بزنم بي جواب نمي مونم. اگه بخوام برم جايي مي دونم يه دوست اونجا هست كه تنها نباشم.

اين پست رو از يك آدم جوگير ِخفن احساساتي شده كمي از شوك دراومده كه خوش خوشانش شده و رفته سراغ دوربينش،‌ پستهاي تبريك خونده، تولد مباركي تلفني و حضوري و ميل اي و نوشته اي و ... داشته و  از ذوقش حتي وقتي خونه جازو مي كشه مي خنده، قبول كنيد!

پ.ن. هميشه باشيد

ئه‌سرين | January 26, 2007 11:58 AM | نظر (15)| هرچی
 
نظرات:
: February 2, 2007 12:24 PM

ئه سرین:
ممنون بچه ها:)


nazdaneh : February 1, 2007 11:28 AM

خیلی دوست دارم ، راستش شماخت چندانی ازتون ندارم همینقدر که همیشه پستهاتونو می خونم و همیشه لذت می برم.کاش میشد یه روزی تو همین روزا ببینمت.
به سهم خودم : تولدت مبارک


ماهور : January 29, 2007 12:25 PM

سلام ...
جدا من هم موندم که یه همچین نوشته ای از تو .... :)
به قول این دوستت سمن من هم اولین باره تو این چند وقت می بینم که یه چیزی نوشتی که احتمالا موقع نوشتنش اگه گریه نکردی حتما بغض کردی :))

موفق و پیروز باشی ....
---
ئه سرین سلام:) ممنون بابت تبریک رفیق:) نه گریه کردم نه بغض! ایتیفاقا کلی هم نیشم باز بود راستش:))


جلال طاهر : January 28, 2007 12:18 PM

تولدت مبارک! ایشالا همیشه مثل الان احساس و شادی از لای کلماتت بزنه بیرون. زنده و پر خون


ilia : January 28, 2007 09:53 AM

من که واقعا متاثر شدم!


soolmaz : January 28, 2007 09:30 AM

سلام ، تولدتان است؟ مبارك باشد، آقامون سر هرمس ماراناي كبير دستور فرمودند به شما اطلاع دهيم كه تو ايسنا نوشته محسن خان نامجو دعوت شدن براي فستيوال نقطه داغ رتردام. فرمودند شما بدانيد خوشحال مي‌شويد!


خودم : January 28, 2007 09:29 AM

چه حس خوبی
مبارکه خانم
تا باد چنین بادا
---------
ئه سرین: تشکر دوستم:)


نوشین17 : January 28, 2007 08:40 AM

قول میدیم باشیم:) البته اگر دوست خوبی باشیم یعنی من باشم
عذاب وجدان دارم :(


dost20 : January 27, 2007 11:20 AM

سلام : چه خوبه که یکی با تمام مشکلات آدم پر انرژی باشه مثل شما ، امیدورام که همیشه سلامت و شاداب باشید . بدرود .


Q : January 27, 2007 10:56 AM

هر کولونی به چند مرکز ثقل نیاز دارد و تو....


pooneh : January 27, 2007 04:29 AM

مواظب دستت باش وقتی جارو میکنی:)


Zahra : January 27, 2007 03:09 AM

از چند وقت پیش که از بلاگ الهام رسیدیم اینجا، بلاگ شما رو هم می خونیم !
تولدت مبارک متولد ماه بهمن !
منم ماه دی ام :D
همیشه لبخند داشته باشی !
زهرا


Me&Vancouver : January 27, 2007 01:43 AM

midoni ke maa ham , toro baa hichi avaz nemikonim....:) hichi . hichvaght...


سمن : January 27, 2007 01:20 AM

هه هه!یه چی بگم اذیتت کنم! تا حالا نوشته اینجور احساسی نداشتی!عجب دوستایی داری که تونستن احساساتتو قلقلک بدن:))یاح یاح!


سمن : January 27, 2007 01:19 AM

خیلی خلی واقعا!میخواستی اشک دربیاری؟؟؟؟