|
من دوستاني دارم كه با هيچ چيز دنيا عوض نمي كنم، قبلا هم گفته ام از چيزهايي كه دارم و همه ي دارايي من هستند، يكيش همين دوستانم و يكيش هم اين قبيله ي هزارتوي هزار آدم! و البته ملكه ي مادرم و قبيله ي كوچك مان. كم بودم،گم بودم و حيرون اما تو اين جمع بين دوستانم از همه جاي دنيا، با خيال راحت سر به هوايي كردم و شيطنت. آروم گرفتم و حرف زدم، گاهي از چيزهاي كه شده بود خوره و به جونم افتاده بود از نگفتنش اين همه سال. قهقهه زدم، گريه كردم، مسخره بازي درآوردم وسط خيابون،هندونه زدم تو صورتتون و چاي پاشيدم بهتون، نصف شبها تا صبح بيدارتون نگه داشتم خط دائم تهران - ونكوور ، دسته گل به آب دادم و يه تيم بسيج شدن تا درستش كنن، بيرون رفتيم فراي همه دردسرهاي مضحك دختر- پسرا، كشيدمتون بيرون بي اينكه لام تا كام حرف بزنم كه چه مرگمه! روزهامو به جاي اينكه به خواب بگذرونم تا گذشته باشه پر كرديد با ساعتهاي با هم بودن، كافه،تئاتر، سينما، گپ، درد و دل، خنده، آرامش. پايه ي خل بازيها و طرحهاي ديوانه بازيم بوديد. اعتماد كرديد حتي نديده. خونه اتون راهم داديد براي درس خوندن، براي لذت با بچه اتون بودن، براي شادي يك جمع سه نفره تو اون اتاق نقلي داشتن، براي نوشتن كه خودسانسوري نشم! مسافر شهرتون نبودم اما ميزبانم بوديد حتي وقتي همينجا چسبيدم. صبح ساعت 8 باهاتون قرار گذاشم و يادم رفته بگم ساعت 10 شده! درگير بودم و كمرنگ و تحملم كرديد. هستم تو نوشته هاتون،اختصاصي حتي. پارسال باعث شديد روزهايم ثبت بشن اينجا و امسال تصاوير. اينو بگم و يعني تا آخرش برو ديگه: وقتي با يكي حرف مي زنم از يه چيزي،از يه كاري،از يه جايي حرف مي زنه و من بلدش نيستم، مطئنم دوستي يه جاي اين دنيا دارم كه اگه يه ميل بهش بزنم بي جواب نمي مونم. اگه بخوام برم جايي مي دونم يه دوست اونجا هست كه تنها نباشم. اين پست رو از يك آدم جوگير ِخفن احساساتي شده كمي از شوك دراومده كه خوش خوشانش شده و رفته سراغ دوربينش، پستهاي تبريك خونده، تولد مباركي تلفني و حضوري و ميل اي و نوشته اي و ... داشته و از ذوقش حتي وقتي خونه جازو مي كشه مي خنده، قبول كنيد! پ.ن. هميشه باشيد
|