|
همین چندهفته پیش بود با سمن حرف آقای حکایتی و عباس رو می زدیم ها! من هنوزم که هنوزه رو یکی می خوام اسم بذارم از اسم شخصیتهای کارتونی استفاده می کنم. یه استاد زبان ماشین داشتیم، اسمش رو گذاشته بودم استاد بهادر، به خاطر شکمش:)) راه دور چرا؟ بچه های دبیرستان اسم منو گذاشته بودن آن شرلی! اووووه چقدر دنیای کارتونیمون قشنگ بود، الان این دیجی مون و امثالهم مخ همه رو تعطیل کرده به خدا. اون موقع ها من یه پپرو(پسر کوهستان) می دیدم کلی اطلاعات باستان شناسی پرو می چسبوندم کنار هم(هی یادش بخیر) اونوقت بچه های الآن می خوان همه رو با تفنگ لیزری بکشن!! این خاطره ها و نوشته ها تموم نمی شن نه؟ باعث این پست این ویژه نامه است! یکی یه نسخه از این شماره ویژه نامه گیر بیاره باقی کارتونهارو هم بخونیم دیگه! به اطلاع خودمان می رسانیم:دخترم اول همه مطلب رو بخون بعد لیست از کارتونهای ننوشته ردیف کن :)) دستشون درد نکنه خداییش! پ.ن. راستی از بچه های دبیرستان کسی اینجاها هست؟ اکرم، اینورایی؟
|