|
- دختر خیاط ستاره های آسمون چندتاست؟ - پسر حاکم ریگهای توی رودخونه چندتاست؟ - دختر خیاط دیروز چادر سر کردم شدم دختر بزاز، ماچت کردم! - پسر حاکم دیشب شدم عزرائیل اومدم رو پشت بوم جونت رو بگیرم، از ترست انگشترت رو دادی تا بعدا بیام! باید یادتون باشه، دو جمله ی اول تو سوته دلان هم هست! این یه داستان قدیمی ِ که کتابش رو دیگه ندارم. عاشق ِ اون بگو مگوی لج ِ هم درآر بودم!
|