آرشیو ماهانه:
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: و تو انگار کن که هرگز نبوده ای - 11/20/06
 پست بعدی: همینه ها! - 11/21/06

»» سلام آقای فروید!

نمی تونم انکار کنم که بعد از این همه زحمت باز اغلب بر می گردم سر ِ جای اول! که وقتی نقشم زیادی به سمت زن بودن، جنس ِ زن بودن و حواشی اون میل می کنه حالم از خودم و بقیه به هم می خوره. هزارتا فکر جور و ناجور میاد تو این سر ِ لعنتی و ... من مرد نیستم قبول دارم و راضیم، خیلی هم، اما این حس که میاد بالا و قوی و پررنگ می شه متنفر می شم از خودم، از اینکه اینطور طلب بشم، نه انسان فرای جنسیت.

نخیر! اون سالها که فکر می کردم لنگی از پای منه یک جای کار نمی لنگید! از زیاده طلب شدن به عنوان جنس ِ زن بیزارم، درک نمی کنم!

موضوع مرتبط این بحث: یه سر برید فیلم تقاطع، به دختر و پسرهای فیلم، خصوصا اون آقا پسر فوق لیسانس فیزیک پلی تکنیک بیشتر دقت کنید و بعد به آدمهای دور و برتون و مکالمه ها و ...

قراره با جناب فروید راجع به نقش جایگاه ِ فرد در بروز این احساسات مذاکره کنیم بلکه رفع گره شد!

پ.ن. آخرش میرم خودمو گم و گور می کنم که نه ببینم و نه بشنوم! خودم باشم و خلاص
پ.ن.

ئه‌سرين | November 21, 2006 01:27 AM | نظر (5)| هرچی
 
نظرات:
آوات : November 21, 2006 11:24 AM

آی از اين فرويد که از همون نوزادی درگير می بينتت با اين مسائل و آی از ذهن ما که کنار نمی ايد با اين مسائل


: November 21, 2006 11:00 AM

من به اینا کاری ندارم!میخوام بدونم کی رفتی سینما و با کی؟؟؟!


حمید : November 21, 2006 07:35 AM

اگه پیرمرد و میشناختی...تو هم باهاش هم عقیده میشدی که همش تقصیر اینه که اول اسمش زیگمونده...
از من میشنوی بیش از حد درگیر نشو


Sir Hermes Marana : November 21, 2006 02:38 AM

دیدیدیم دام دام! دارام دارام دیم دیدیددیم!


این ها همه اش یعنی دیدیم!


Sir Hermes Marana : November 21, 2006 02:36 AM

ما راست‌اش اول‌اش خواستیم درباره‌ی همان پت و مت ابراز شوق کنیم، بعد دیدیدم ممکن است کامنت‌های پست‌های قبلی‌تان را نچکید! بعد دیدیدم خانم اسنپ‌شات هم عینن همین را نوشته‌اند فقط با تغییر اسم کسی که با وی تلفنی حرف می‌زدند. بعد کلی خوش‌مان آمد از این سیستم آینه‌ای غیرمتقارن‌تان! حالا گاس که رفتیم عین همین کامنت را برای خانم اسنپ‌شات هم گذاشتیم دخترم