|
یزد قشنگ بود هرچند توی شب شهر رو بگردی! نشئه ی تا بینهایت هیچ کس ِ کوه و کویر حتی با فکر و خیال ِ دموی برنامه . 250 متر تا طبس وسط بیابون مزه داشت هرچند سوار 206 و تو راه باشی. باد کویر می چسبید هرچند دستت به مقنعه ات باشه. کوچه های قدیمی پیچ واپیچ پر از بوی آشنا بود حتی اگر بار اول باشه که اونجا باشی. شب ِ کویر پر از ستاره بود حتی اگه از پشت شیشه ی قطار دب اکبر و اصغر پیدا کنی. یزد قشنگ بود همین. پ.ن. حوصله نداریم، فروختیم، تموم شد. نخواهید!
|