|
خب قبول که صحنه های گریه دار قوی ای داشت ولی به قول ئه سرین(من نه، اون یکی) "هرچی به خودم نگاه می کنم می بینم گریه دارترم!" همین شد که تهش از خنده ولو شده بودیم! این گلشیفته فراهانی آبروی از دست رفته ی خانواده ی فراهانی رو به خاطر بازیهای افتضاح خواهرش شقایق برگردونده واقعا. تنها ایرادش اینه که قیافه اش همیشه زاره! این پسر فسقلی ِخوشگلی هم که تو فیلم بود، عجب بازی ای داشت نیم وجبی. این کوچولوهای هنرپیشه تازگیا چقدر خوب بازی می کنن ها! تیتراژ پایانی فیلم: فرزندانتان هرجور که بودند آنها را نکشید اجازه بدید دنیا بیان... یا یه چیزی تو همین مایه ها از آیات قرآن بود البته(گمونم سوره اسراء)! به نظر شما تاییدی بر حرفهای رئیس جمهور نیست؟ آهان راستی! قربون شکلتون اگه شما خواستید فیلم بسازید یه توک پا تشریف بیارید تا یه سری کلیشه بهتون معرفی کنیم که ازشون اجتناب کنید، عقمون گرفت دیگه از صحنه های تکراری! اینم بگم لال از دنیا نرم. آقای نقش ِ همسر و پدر به همسرشون بعد از سالها جدایی این جمله رو می فرمان:"من این همه مدت کشورهای زیادی رفتم، آدمای زیادی دیدم، زنهای زیادی دیدم ولی هیچکس تو نمی شد" من مرده بودم از خنده! آدمهای زیاد، زنهای زیاد! تقسیم بندی رو حال کردید؟ آدمها، حیوانات، زنها! همینجوریه دیگه! آقای کنار دستیم هم تا شنید پقی زد یر خنده، تنها من نبودم که! پ.ن. هی ما از این ترانه فرار کردیم، دق زد و تو این فیلم خوندنش! باحاله ها!
|