آرشیو ماهانه:
. September 2008
. August 2008
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: گوشه نشینان آلتونا - 10/19/06
 پست بعدی: - 10/21/06

»» بازم، گوشه نشینان آلتونا

حالا اگه دق اتون ندادم باز! دونقطه دی! ببین چی یافتم:

"ای قرنهای آینده، اینک قرن من تنها و بی‌قواره بر کرسی اتهام نشسته است. قرن من نیکوکار می‌بود اگر انسان دشمن سفاکی نمی‌داشت که از عهد ازل در کمینش نشسته است. جانور موذی بی‌مویی که نامش انسان است.

یک به علاوه یک می‌شود یک. اینست راز ما. من برای دفاع مشروع و حفظ جان خود، جانور را غافلگیر کردم و کوبیدم. یک انسان افتاد. در چشمان محتضر او جانور را دیدم که همچنان زنده بود و آن من بودم.

این طعم گس بی‌مزه، طعم قرن من است. ای قرنهای خوشبخت، شما که با نفرتهای ما آشنا نیستید ما را تبرئه کنید. ای کودکان زیبا، شما از ما بیرون آمده‌اید، آیا می‌خواهید مادرتان را محکوم کنید؟ قرن سی‌ام جواب نمی‌دهد، شاید که از پس قرن‌ها قرنی نباشد. شاید که بمب، روشنی‌ها را خاموش کرده باشد، همه خواهند مرد، چشم‌ها، قاضی‌ها، زمان، و آنوقت شب می‌شود.

ای دادگاه شب توکه بودی و خواهی بود و هستی، بدان که من بوده‌ام. من فرانتس فن‌گرلاخ، اینجا، در این اتاق، قرنم را به دوش گرفتم و گفتم، جوابش با من در این روز و برای همیشه"

پ.ن. یا نمایشنامه به من برسونید یا این وضع ادامه دارد!
پ.ن. قربانتان یک عدد جو گیر! یاح یاح یاح

ئه‌سرين | October 21, 2006 10:44 AM | نظر (12)| كافه
 
نظرات:
mahour : October 24, 2006 12:03 PM

من هم از همین تریبون و البته با تاخیر به سمن خانوم سلام می کنم :)
عید همه اتون هم مبارک ...


سمن : October 22, 2006 12:45 PM

راااستی تو از ماهور چه خبر داری؟از همینجا سلام میکنم .مشتاق دیدار:)


سمن : October 22, 2006 12:42 PM

بذارین بنویسه !بنویسه بهتره تا هی بخواد حرفشو بزنه و کله ما رو ببره! بنویسه فوقش اینه که نمی خونیم! اما بخواد تعریف کنه باید گوش بدیم!رومون هم نمیشه بهش بگیم بسه!بچه دلش می شکنه!
----
ئه سرین: مرسی این همه رفیق ِ طرفدار=))


ئه سرین : October 22, 2006 12:35 PM

=)) مردم از خنده به جان شما:)) خب بابا میخواستم یه جا ذخیره شه حالا چه گیری دادید ها!=))
آذر من هیچی نمی شنوم =))
-3 جان پاشو بیا خودم می برمت:))


-3 : October 22, 2006 12:14 PM

I can order the book 4 u , just give me ur mailing address.


-3 : October 22, 2006 12:09 PM

na aslan yeki mano bebare gooshe neshinan altona !ta befahmam in +3 chi mige


-3 : October 22, 2006 12:08 PM

toro khoda yeki ino bebare theatre! ghesse boz boz ghandi har chi bood farghi nadare ...


آزاده : October 21, 2006 12:15 PM

سلام. انصافاً دستت درد نکنه که ما رو بردی تئاتر!
دوست خوب به تو میگن. خیلی خوشم اومد از تئاتر و بازیها و دیالوگها و ...
بهت گفتم که بعد از تموم شدنش بهاین نتیجه رسیدیم که همون زمین می نشستیم بهتر بود؟!!!!


azar : October 21, 2006 11:59 AM

تو خل شدی ئه سرین! مغزت تاب برداشته ئه سرین! صدای منو می شنوی ئه سرین؟


Asrin : October 21, 2006 11:55 AM

ey val
CHE GUEVARA!
ma bishtar az ashnaeetoon khoshhalim :D
Asrin
----
ئه سرین: بیشتر خوشبخت شیم کلاD:


mahour : October 21, 2006 10:38 AM

ای شمشیرها ! ما را در برگیرید ... ای جامه ها ! بدرید ! !!! ای خونهای ناپاک بریزید !


Q : October 21, 2006 02:41 AM

s-: