|
داستان ِ قدیمی ِ هدف ِ بالاتر، چرا عقب نکشیدیم و چرا جان ِ انسان ارزش ندارد؟ و البته داستان ِ دشمن ِ خیالی ِ سنگرهای خالی! روایتش عجیب بود برای سینمای جنگی که می شناسیم، اما قابل فهم بود. چقدر تصور مالیخولیایی داشتم از تصویر سربازی که سنگر ِ دشمن رو نشونه رفته درحالیکه کسی در طرف ِ مقابل نیست و چه دیالوگهای ذهنی ساختم برای پریشانحالیش. تصاویر این فیلم تقریبا اصلا اون چیزی نبود که من ساخته بودم خیلی سالها پیش، ولی بی شباهت هم نبود. پ.ن: این پسره بابک حمیدیان هم خوب بازی می کنه ها! خوشمان آمد از بازیش
|