|
من واقعا تو كار ِ اين مردها موندم! نه ديگه خداييش! مثلا گفتن چندتا تيكه ي جنسي ِ ركيك در حال رد شدن يا لمس دست در حد ِگرفتن كرايه ماشين و ... چه احساسي داره؟ نه واقعا! هرچي نشستم بررسي و تجزيه تحليل مي كنم مي بينم جواب نميده ديگه! آخه هرچقدر هم عقده اي باشن، بازم خيلي مسخره است! يعني واقعا اينقدر بدبخت و حقير شدن مردامون؟ ياد ِ معتاداي ولو شده ي كنار خيابون ميفتم! پ.ن. بعد ِ پنج سال، ديروز و شنيدن اون جملات كثيف... ياد ِ فرداي جشن ِ دانشگاه افتادم!
|