|
هرکی یه خورده قبیله منو بشناسه می دونه با یه قبیله متنوع طرف هستش. متنوع از همه لحاظ. قومیت، سطح طبقاتی، فرهنگی و اجتماعی، دین، مذهب و ...! این آخری دین و مذهب از همه جالبتر ِ برای خودم. نکته جالبش همزیستی مسالمت آمیز این قبیله ی از همه رنگ با هم هستش تا زمانی که یکی دردسر درست نکنه. این دردسر رو هم اغلب یا اونایی که تازه وارد قبیله می شن می سازن یا بچه هایی که تازه تازه دارن می فهمند دور و برشون چی میگذره و می خوان یه خودی نشون بدن!(ما خودمون هم زمانی جزء همین دسته بچه ها بودیم.) نتیجه؟ تمام این سالهایی که من قبیله رو می شناسم(یعنی از بچگی و از وقتی عقلم رسید به این بحثها) همیشه اگه دردسری به وجود اومده(که از انگشتای یک دست هم کمتر بوده) خیلی زود رفع شده و تقریبا کسی صدمه جدی نخورده اما به هرحال یه جورایی همه یادشون مونده. می خوام بگم بعضیا با ندونم کاری و اشتباه میان یه آرامش رو به هم می ریزن و تمام آرامش حاصل ِ این همه سال رو به هم می زنن! حالا این وسط یا سهوا بوده که خب یا توجیه می شن که هیچ، اگه نه! شخصا ترجیح می دم بذارمش کنار چون بلد نیست چطور با یه قبیله ی متنوع زندگی کنه! اگر هم عمدا باشه که کنار گذاشتنش در لحظه واجب است و من یکی نمی تونم باهاش کنار بیام. همه اینارو گفتم که بگم که یکی پا شه بره این وسط به داد این لبنان و فلسطین و اسرائیل برسه! سران نشستن می زنن سر و کله هم مردم بدبخت بیچاره دارن تارومار می شن! این وسط یکی وتو می کنه،یکی دست دستی می کنه براشون، سازمان ملل هم قربونش برم! از چهارتا جوون صلح طلب در هر دو طرف هم که کاری بر نمیاد! چه حرفا! پ.ن. سیب ِ کرم خورده ی لبنانی، نوش جان!
|