آرشیو ماهانه:
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: از سري ماجراهاي ناهار با متاهلين(2) - 07/18/06
 پست بعدی: Far and Away - 07/21/06

»» قبیله ها

هرکی یه خورده قبیله منو بشناسه می دونه با یه قبیله متنوع طرف هستش. متنوع از همه لحاظ. قومیت، سطح طبقاتی، فرهنگی و اجتماعی، دین، مذهب و ...! این آخری دین و مذهب از همه جالبتر ِ برای خودم. نکته جالبش همزیستی مسالمت آمیز این قبیله ی از همه رنگ با هم هستش تا زمانی که یکی دردسر درست نکنه. این دردسر رو هم اغلب یا اونایی که تازه وارد قبیله می شن می سازن یا بچه هایی که تازه تازه دارن می فهمند دور و برشون چی میگذره و می خوان یه خودی نشون بدن!(ما خودمون هم زمانی جزء همین دسته بچه ها بودیم.) نتیجه؟ تمام این سالهایی که من قبیله رو می شناسم(یعنی از بچگی و از وقتی عقلم رسید به این بحثها) همیشه اگه دردسری به وجود اومده(که از انگشتای یک دست هم کمتر بوده) خیلی زود رفع شده و تقریبا کسی صدمه جدی نخورده اما به هرحال یه جورایی همه یادشون مونده. می خوام بگم بعضیا با ندونم کاری و اشتباه میان یه آرامش رو به هم می ریزن و تمام آرامش حاصل ِ این همه سال رو به هم می زنن! حالا این وسط یا سهوا بوده که خب یا توجیه می شن که هیچ، اگه نه! شخصا ترجیح می دم بذارمش کنار چون بلد نیست چطور با یه قبیله ی متنوع زندگی کنه! اگر هم عمدا باشه که کنار گذاشتنش در لحظه واجب است و من یکی نمی تونم باهاش کنار بیام.

همه اینارو گفتم که بگم که یکی پا شه بره این وسط به داد این لبنان و فلسطین و اسرائیل برسه! سران نشستن می زنن سر و کله هم مردم بدبخت بیچاره دارن تارومار می شن! این وسط یکی وتو می کنه،یکی دست دستی می کنه براشون، سازمان ملل هم قربونش برم! از چهارتا جوون صلح طلب در هر دو طرف هم که کاری بر نمیاد! چه حرفا!

پ.ن. سیب ِ کرم خورده ی لبنانی، نوش جان!

ئه‌سرين | July 19, 2006 12:33 PM | نظر (6)| هرچی
 
نظرات:
شفق : July 21, 2006 11:05 AM

سلام ... این یه نامه از طرف یه لبنانیه به یکی از دوستان من... http://www.theblueroom.persianblog.com/ ........... جالبه اسم قبیله... معلومه که هنوز خون قبیله ای تو رگهاته.... از اون زبون درازی ها


behshad : July 20, 2006 10:50 AM

سلام .این سمیرا خانوم هم چه چیزی رو دعا میکنه....مگه به همین مفتیه مکه هر جنگی تموم بشه.
این قبیلتون هم منو کشته با این سیاستش .
من که اصلا سیب دوست ندارم که حالا کرموش نوشر جونم بشه...!
خوش باشی


katbalou : July 20, 2006 06:16 AM

solh talab?! saazmaan e melal? shookhi mifarmaayid?

koll e hezbollaah o esraayil dasteshoun tou dast e hameh baavar kon.
badbakht mardom.


سميراء : July 19, 2006 11:55 AM

ديگه سيبي نمونده که حتي کرمها بخورنشون.
کاش هر جنگي براي هميشه تموم بشه...


: July 19, 2006 10:15 AM

هميشه به فكر ديگرانيم و هيچ وقت نفهميديم خودمون از همه بدبخت تريم چون همسايه اگر از درد ننالد نمي داني. هيچ وقت كسي مشكلات ما را در راديو و تلويزون پخش نكرده مثل بقيه.


azar : July 19, 2006 02:17 AM

قبیله شما همیشه برام جالب بوده.... واقعا نمی دونم وقتی کسی "سیاستمدار قدرتمند " مردم" براش ارزش داره یا نه؟ فکر نمی کنم
---
ئه سرین:راستش منم فکر نمی کنم ولی اقلا حرف مفت هم نزنن