آرشیو ماهانه:
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: برای "مانی" ِتو - 06/ 6/06
 پست بعدی: دلتنگ روزهایی که دیگر نخواهی داشت - 06/ 9/06

»» از عموهایت

نه به خاطر آفتاب نه به خاطر حماسه
به خاطر سايه بام کوچکش
به خاطر ترانه‌ئي
کوچک‌تر از دست‌هاي تو

نه به خاطر جنگل‌ها نه به خاطر دريا
به خاطر يک برگ
به خاطر يک قطره

روشن‌تر از چشم‌هاي تو

نه به خاطر ديوارها – به خاطر يک چپر
نه به خاطر همه انسان‌ها – به خاطر نوزاد دشمنش شايد
نه به خاطر دنيا – به خاطر خانه تو
به خاطر يقين کوچکت
که انسان دنيائي است

به خاطر آرزوي يک لحظه من که پيش تو باشم
به خاطر دست‌هاي کوچکت در دست‌هاي بزرگ من
و لب‌هاي بزرگ من
بر گونه‌هاي بي‌گناه تو

به خاطر پرستوئي در باد، هنگامي که تو هلهله مي‌کني
به خاطر شبنمي بر برگ، هنگامي که تو خفته‌اي
به خاطر يک لبخند
هنگامي که مرا در کنار خود ببيني


به خاطر يک سرود
به خاطر يک قصه در سردترين شب‌ها
تاريک‌ترين شب‌ها
به خاطر عروسک‌هاي تو، نه به خاطر انسان‌هاي
بزرگ
به خاطر سنگفرشي که مرا به تو مي‌رساند، نه به
خاطر شاهراه‌هاي دوردست

به خاطر ناودان، هنگامي که مي‌بارد
به خاطر کندوها و زنبورهاي کوچک
به خاطر جار سپيد ابر در آسمان بزرگ آرام
به خاطر تو
به خاطر هر چيز کوچک هر چيز پاک بر خاک افتادند

به ياد آر
عموهايت را مي‌گويم
از مرتضی سخن مي‌گويم


پ.ن: هوای تازه/ شاملو

همزاد | June 8, 2006 12:05 PM | نظر (2)| همزاد نوشت
 
نظرات:
نوشین17 : June 8, 2006 11:21 AM

از صميم قلبم بهت تسليت ميگم ئه سرين عزيزم
واقعا شوكه شدم وقتي خبر رو تو وبلاگ سمن ديدم هنوز باورم نشده همچين اتفاقي افتاده باشه :(
روح بلندش شاد...


Jesmi : June 8, 2006 07:31 AM

ئه سرین عزیز تسلست میگم.واقعا در مقابل همچین کار بزرگی و همجین اتفاقی ...زبان ناتوان از سخن گویی است..