|
خُل بودم خُل تر شدم رفت پی کارش! یه پست داشتم می نوشتم یعد یادم افتاد چندسال پیش دقیقا با همین موضوع و تقریبا با همین جملات یه چیزی نوشته بودم و کلی هم اینور و اونور بحث شد راجع بهش، در راستای چل بازیهای این چند وقته ی اینجانب و ادامه ی داستان ِ توهم ِ ترس و بی جنبه بازی، همون وسط ِ نوشتن زدم پاکش کردم خیالم راحت شه!! هرچی به خودم می گم حالا دلیل نمی شه که؟ اینجوری همه رو با یه چوب زدنه! به گوشم نمیره که نمیره. بدجوری رو اعصاب شدما! پ.ن. تو ده فرمان کیشلوفسکی بود که واسه یه اتفاق شرایط مختلف رو پیش ِرو قرار می داد؟ پ.ن. سولاریس ِ آندره تارکوفسکی به شدت درخواست می شود، کسی نداره؟ سولاریس ِ سودربرگ رو نمی خوام ها! (حالا البته بدم نمیاد ببینم این ورژنش چطور شده) پ.ن. یادش بخیر! هنرِ هفتم شبهای جمعه پ.ن. ببین از کجا زدم به کجا!
|