آرشیو ماهانه:
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: " هر عملی را عکس - 06/21/06
 پست بعدی: همسایه ها یاری کنید تا... - 06/21/06

»» پیش از آن که هنر

پیش از آن که هنر رفتار ما را شکل دهد و به عواطف ما سخن گفتن با زبانی تصنعی و متظاهرانه بیاموزد عادات ما خام اما طبیعی بودند و تفاوت در رفتار ما در نخستین نگاه تفاوت در شخصیت را اعلام می کرد.
طبیعت انسان در اصل نیکوتر نبود، اما انسان ها امنیت خود را در سهولت راه یابی متقابل به یکدیگر می دیدند، و این امتیاز که ما دیگر قدرش را احساس نمی کنیم آن ها را از رذایل بسیار محافظت می کرد. "ژاک روسو" -  LIthium

پ.ن. من عاشق این دیزاینشم

ئه‌سرين | June 21, 2006 01:52 AM | نظر (1)| هرچی
 
نظرات:
شفق : June 21, 2006 04:53 AM

سلام... برای قبیله ام رو خوندم! بهت تبریک می گم... به خدا... از خودت پرده برداری کردی: کار بزرگ و سختیه/ منهم وقتی از اونجایی که کار می کردم - تو خوب می شناسی اش - اومدم بیرون، وقتی جلوشون وایستادم و گفتنم من اینم و اینطوری فکر می کنم؛ اولش از ابراز عقیده تو وبلاگ می ترسیدم؛ می دونستم که همون اهالی دور و نزدیک قبیله چه کنایه هایی رو که شروع نمی کنند!!! می دونستم که می دونند شفق کیه؟ اما کم کم دیگه از تقیه حالم به هم خورد ... برای همین هم بود که تصمیم گرفتم با همین وبلاگ و همین آی دی بنویسم. تو این یکی دو ماهه اخیر احساس آزادی واقعی می کنم. چون حالا دیگه کسی نیست که باهاش رودروایستی داشته باشم یا از ابراز عقیده ی واقعی ام بترسم... فقط مواظب باش زیاد تند نری... بعضی ها هم گیرن! این خاصیت اینترنته... بخش خاله زنکیشه دیگه!!! هرچی بنویسی و حالی داشته باشی دوست دارند تعبیرش کنند برای اثبات فرضیه های خودشون... مثل من و فرهاد... از اون دندونا... شفق