آرشیو ماهانه:
. July 2008
. June 2008
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

صفحه ی اصلی
 پست قبلی: چه بسیار گریسته ای،بی آنکه - 04/26/06
 پست بعدی: - 04/27/06

»» جنس دوم

...بورژوازی محافظه کار، در رهایی زن خطری می بیند که اخلاق و منافعش را مورد تهدید قرار می دهد. ... برای تمام کسانی که عقده ی حقارت دارند، مرهم معجزه آسایی وجود دارد؛ هیچ کس بیش از مردی که نگران مردی خود باشد در قبال زنان دارای رفتاری مغرورانه، و نیز حالت تهاجمی و تحقیر کننده نیست. کسانی که مرعوب افراد مشابه خود نیستند، بیشتر آمادگی دارند که در وجود زن، فردی مشابه خود را به رسمیت بشناسند؛ اما حتی برای اینان هم اسطوره1 ی زن، دیگری، از بسیاری جهات گرامی است؛ نمی توان آنان را سرزنش کرد که چرا با رضای خاطر تمام مزایایی را که از این اسطوره بر می کشند فدا نمی کنند: آنان می دانند که با انصراف جستن از زن به گونه ای که او را در عالم رویا می پرورانند، چه چیزهایی را از دست خواهند داد. فرد باید از خود گذشتگی فراوان داشته باشد تا از مطرح کردن خود به مثابه نفس یگانه و مطلق، خودداری کند. ضمنا اکثریت قاطع مردان نیز آشکارا چنین ادعایی ندارند. آنان، زنان را به مثابه کهتر در نظر نمی گیرند: ایده آل ِ دموکراتیک بیش از آن در آنان راه یافته که تمام افراد انسانی را برابر هم ندانند. جنس دوم-پیشگفتار/سیمون دوبووار/قاسم صنعوی

 

پ.ن. قصدم این نبود این پست، ایسم بهش بچسبه ولی به نظر میاد اینطور خواهد شد!
پ.ن. واسه اون دوتا مدعی که البته گمونم دیگه اینجارو نمی خونند.
 


1- میشل کاروژ در این باره با غیظ می نویسد:" انسان میل دارد که ابدا اسطوره ی زن وجود نداشته باشد، بلکه فقط گروهی از زنان آشپز، زن های خانه دار، دختران خوشی آفرین، متصنعان و فضل فروشان، دارای نقش لذت بخشیدن یا مفید بودن، وجود داشته باشند!" این گفته به معنای آن است که به عقیده ی او، زن برای شخص خودش وجود ندارد؛ کاروژ، فقط نقش زن در دنیای مردها را ملاحظه می کند. غایت زندگی زن در مرد است؛ در این صورت، نقش شاعرانه ی او را می توان بر هر نقش دیگری ترجیح داد. موضوع دقیقا این است که بدانیم از چه رو زن را نسبت به مرد باید تعریف کرد.
ئه‌سرين | April 26, 2006 11:55 AM | نظر (1)| كافه
 
نظرات:
pooneh : April 27, 2006 01:07 AM

delam mikhast mikhondamesh