صفحه
ی اصلی
پست
قبلی: طبلها از صدا افتاده اند... - 02/11/06
پست
بعدی: Antithesis - 02/17/06
|
»» آی خنده خنده خنده
|
|
تا همین چند وقت پیش مطئمن بودم که خُل و چِلم، این چند روزه دیگه گمونم ازم قطع امید هم شده! جاتون سبز زده به سرم:D (اا! من شکلک می خوام بذارم، کجاست؟) تا یکی دو هفته پیش جلو آینه که می ایستادم گاهی خود به خود خنده ام می گرفت و الکی لبخند تحویل خودمان می دادیم، دیروز به وضوح تو خیابون نیشم باز بود و هرکاری می کردم درست نمی شد! گمونم پیچ و مهره های صورتم شل شده! والا! تو این هاگیر واگیر فکرش روکن، یهو یه آقایی که آشنا می زنه جلوت دربیاد و تو خودت رو بُکشی که یادت بیاد کیه و بعد نفهمی و همچنان لبخند بـــزرگ بر لب بهش نگاه کنی:)) از اون باحالتر تو ماشین بود، هی به خودم می گم دیوونه شدی؟ این چه قیافه ایه؟ یه کم جدی بشین، دلت می خواد تیکه بشنوی؟ ... مگه شد؟ اصلا خنده رو که جمع می کردم چشمام هنوز می خندید!!! :O بساطی شده ها! تو این وضعیت این الکی خوشی از کجا اومده موندم، در کنارش شب تا صبح رو هم بیدار می شینم فکرای صدتا یه غاز می می کنم. هی می گم اینا واسه فاطی تنبون نمی شه ولی باز اصلا انگار عشق می کنم از این فکرای خود آزار ِ چرت و پرتِ باحال! پ.ن. آی حال میده مطلب بنویسی و پابلیش نکنی در عوض بذاری به صورت پیشنویس بمونه! (البته این پست بالا هم چند روز پیش نوشته شده بود.) پ.ن. قوانین عشقولانه ی یک چوپون در باره ولنتاین پ.ن. سوالهای ِ احمقانه ایی که توی ِ اعصاب ِ آدم هستند. پیدا کردن جوابهایشان هم گاهی هزینه وحشتناکی دارد. تازه هیچ دردی از هیچ کسی هم دوا نمی کنند(:همزاد)
|
|
|
ئهسرين |
February 14, 2006 02:11 AM |
نظر (11)|
هرچی
|
|
|
نظرات:
zohreh :
February 26, 2006 08:41 AM
hamishe khandun baashi
شوان :
February 17, 2006 11:12 AM
ئه سرین جان تو بخند کاریت نباشه. ملت در به در دنبال یکی می گردم پیچ و مهره صورتشون رو شل کنه تو همینطوری از این نعمت برخورداری!(راستی چه اصطلاح باحالی!). ضمناً سپاس از اینکه فرهنگ والای چونونی رو داری ترویج می کنی. جا داره که از طرف عُموم گوسفندام ازت قدردانی به عمل بیارم.
فافا :
February 17, 2006 11:08 AM
بابا خوش به حالت به قول معروف:خوش به حال دیوونه .......که همیشه خندونه
behshad :
February 17, 2006 06:45 AM
بابا جان چرا همش باید فکر کنیم که اگه الکی بخندیم یه جورایی دیوونه ایم !؟
Q :
February 16, 2006 12:02 PM
ورود شما را به جرگه دیوانگان رسمی، رسما تبریک می گوییم.
سمن :
February 16, 2006 09:56 AM
تو این هاگیر واگیرها(به قول خودت) اگه اون خنده الکیها هم سراغ آدم نمیاد که آدم می ترکه! اوه اوه از اون سوالهای احمقانه.هزینه رو هم موافقم اما بهتره بی خیال سوالها شد و محل نذاشت بهشون.
Hamid Jesmi :
February 16, 2006 07:23 AM
منم راجع به ئلنتاینو عشقم نوشتم...راجع به این حالت ...یه بار معلم زیست سال اول دبیرستانمون بهم گفت الکل طبیعی خون ..که نتیجه نشاست..بالا میره....یا یه همچین چیزی ...نمیدونم مارو اس کرده بود یا واقعا راست میگفت ولی خوب خوبه که خوشحالی..
بائوباب :
February 15, 2006 12:47 PM
ببين، تخت روزبه هنوز خاليهها
بگم رزرو كنن، ظاهرا بايد برگردي، هزينههاش رو هم اگه نداري من ميدم،
خطرناكي تو شهر ول بچرخي :D
yaloosh :
February 15, 2006 10:14 AM
اینکه آدم گاهی الکی خوش باشه بهتر از اینکه الکی غمگین باشه و ندونه برای چی...
نوشین17 :
February 15, 2006 10:01 AM
در مورد خل وچلی موافق نیستم اینجوری بیشتر حال میده 2^(D:) در مورد پست درفت کردن بسی موافقم راستی برای انتقال آرشیو از پرشین بلاگ با کامنت یه سری توضیحات مفصل هست من از وبلاگ ارداویراف ( http://www.ardaviraf.com) که خودش یه صفحه برای اکسپورت کردن از پرشین بلاگ ساخته یه فایل کلی از کل آرشیوم گرفتم بعدش تو ام تی ایمپورتش کردم البته توضیحاتش کامله سرفرصت برات میگم ان شاالله :">
pooneh :
February 14, 2006 10:13 AM
hamishe shade shade shad bashi
|