|
* این حس عدم اعتماد ِ لعنتی! حتی در ساده ترین تصور، مثل داشتن پارتنر تو بازی پاتیناژ هم نمی تونم به کسی، به دستانش و به اطمینان به تیکه دادنش اعتماد کنم چه رسد به اعتماد فکری و ایضا درددل !! * در عین حال که دلم می خواد همیشه آدمایی که دوستشون دارم کنارم باشن، دور و برم شلوغ باشه، تمایل عجیبی هم دارم به تنهایی! خودم می دونم، پر از تناقضهای اینجوریم!! پ.ن. به قول خودت بیچاره ی از من بدتر! در ضمن، خودتی! D:
|