|
احتیاج به همفکری: قراره چند روز آینده با کسی(اگه اشتباه نکنم یکی از اساتید دانشگاه مری واشنگتن) راجع به وبلاگهای فارسی صحبتی داشته باشم. دو مورد رو در تحقیقاتش بیشتر مد نظر داره : 1- دلایل سرعت رشد وبلاگهای فارسی 2- اهمیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی وبلاگهای فارسی. اگر بتونید شما هم نظراتتون رو بگید تا من یه نفر فقط نظر خودم رو نگفته باشم و نوشته هاتون رو پرینت بگیرم و براش ببرم خیلی خوب میشه و اگر مرجع خاصی رو سراغ دارید درمورد سابقه ی وبلاگها و حتی اطلاعات آماری هم ممنون میشم اگه بهم بگید. لوچیا یه موجود خوبه. مهم نیست که چجور پیداش کردم و هر از چندگاهی گم و گور میشه! مهم اینه که خیلی راحت میشه همه چیو جلوش بریزی رو صفحه. طی مذاکراتی باهاش به این نتیجه رسیدیم که در شرایطی قرار بگیرم که در مقابل تغییر یه سری چیزها که باورم بوده موضع نگیرم. مثل این قضیه موسیقی سنتی و شعر که واقعا منو دیوونه میکنن و میگه بهتره باهاشون همراه بشی تا بفهمی که مشکل کجاست. به هرحال در خل بودن این روزهای من شک نکنید.
بادهاي نا آرامت را بر او فرو فرست... بارانهايت را بر او فرو فرست... اي خداي شادي، كه روزهاي آفتابيت را دوست داشت، كه روزهاي آفتابيت را دوست دارد...
پ.ن. چرا به ياد نمي آورم ؟! من آدمي را دوست مي داشتم .
ستاره و ارغوان را دوست مي داشتم .
... گردهمائي گمان هاي كودكانه را دوست مي داشتم .
نامه ها ، ترانه ها وغروب هاي هر پنجشنبه را دوست مي داشتم .
... ،گويا اواسط زمستان بود ،
كه من راه خانه اي را گم كردم . *
|